| تقابل و رقابت دولت فرانسه با ايالات متحده در منطقه و عواقب آن براي جنبشهاي آزاديبخش | بعد از سالها كشمكش سياسي و ديپلماتيك بين فرانسه و تنها ابر قدرت جهان ,ايالات متحده مبني بر امتناع از تهاجم آمريكا به عراق به بهانه وجود سلاحهاي كشتار جمعي و خلع صدام از حاكميت عراق,دولت فرانسه با توجه منافع هنگفت و سرمايه گذاريهاي چند ده در عراق,بالاخره موفق به انصراف دولت نئو كانهاي آمريكا نشد و ارتش تا دندان مسلح آمريكا توام با مدرنترين تكنولوژي تسليحاتي ظرف مدت محدودي صحراي جنوب و مركز سرزمين باصطلاح رافدين را درنورديد و سمبل سه ده حاكميت ديكتاتوري بعثي را در ميدان بزرگ بغداد به پايين كشيد و واقعييت انحلال و اضم� �لال رژيم منفور بعث عربي در عراق براي همگان روشن شد.
مدت كوتاهي پس از سرنگوني رژيم بعث سوسياليستي عربي حاكم بر عراق,دولت مهد دموكراسي در يك اقدام غير منتظره و بدور از اصول وپرنسيپهايي كه خود فرانسه اوانگارد آن است,با يك يورش فوق العاده ارگانيزه شده و استخدام 1500 پليس ضد شورش و ترور, تمامي مراكز و اقامتگاه اعضا و هواداران مجاهدين كه خود فرانسه آنها را به عنوان پناهنده سياسي به رسميت شناخته بود,تهاجم كرد و بيش از 150 تن از اعضا و هوادارن اين سازمان را دستگير كرده و مبالغ چشم گيري پول مصادره نمود.
در همان زمان يك روزنامه بلژيكي نوشته بود كه دولت فرانسه براي رقابت و تقابل با سياستهاي آمريكا در خاورميانه لقمه بلحاظ حقوقي آسيب پذير انتخا ب كرده كه همزمان باعث خرسندي دولت ايران شده و متعاقبا به انعقاد قراردا هاي ميلباردي با ايرن انجاميد.
دستگيري و تخريب مراكز فرهنگي كوردها در پاريس نيز بايد در همين بعد رقابت آمريكا فرانسه ديد.
دولت فرانسه قبل از انتخابات گذشته با تصويب طرح محكوميت قتل عام ارامنه توسط تركها,در حاليكه اين اقدام آنزمان در آمريكا با ناخشنودي مواجه شده بود, به تركها فهماند كه دولت فرانسه,با عطف به جايگاه سياسي ديپلماتيك آن در اتحاديه اروپا,عليرغم مخالفت آمريكا مستقلا منافع خويش را پيش برده و توجهي به مخالفتهاي آمريكا ندارد.
اين بار دولت تركيه زير فشار آمريكا از دخالت در امور كوردستان خودداري كرده و حتي گزارشهايي دال بر كمك و تسليح پژاك توسط ايالات متحده در مطبوعات ترك و غرب انتشار يافته است.
در اين اثنا برخي اعضاي كنگره ايالات متحده منجمله نانسي پلوسي رئيس اكثريت دمكراتها در كنگره در حال بررسي تصويب محكوميت تركيه به خاطر كشتار ارامنه هستند و مي بينيد كه فرانسه اي كه خود چندي پيش از مصوبان مسئله ارامنه و عدم رعايت حقوق اقليتها منجمله اقليت كورد در تركيه بود را به عنوان كارت بازي در سياست خارجي پيش كشد تا به هر نحوي كه شده در برار يكه تازي آمربكا بايستد.
شگفت آور اينكه فرانسه شايد تنها كشوري در اتحاديه اروپا باشد كه بالصراحه در برا بر عضويت احتمالي تركيه دراروپا موضع سخت و چند گانه اي داشته است.
واقعيت اين است كه با توجه روابط نستبا بغرنج و متحول تركيه- آمريكا در مورد حزب كارگران و دولت خود مختار كوردستان ,فرانسه تمام سعي خود را بكار گرفته تا از جو متشنج و ناپايدار منطقه و خشم تركيه در برار حفاظت آمريكا از كوردها,در اين آب گل آلود به ماهيگيري پرداخته و نقشي كه براي خود قائل است به نمايش بگذارد.
هرچه باشد,رفتار و حشيانه پليس فرانسه نسبت خارجيهاي مقبم آن كشور,رفتاري است كه در عاليترين سطح سياسي ديكته مي شود. اروپائيها در مجموع مللي هستند كه اهميت ويژه اي براي مطبوعات و اخبار مندرج در آن قائل هستند.
دولت دست راستي فرانسه بويژه ساركوزي رسما تنفر فرديش عليه فرانسويان با اصليت خارجي را پنهان نكرده و بارها از اخراج دسته جمعي و ديپورت آنها خبر داده است.
با اين اقدام ,دولت ساركوزي تلاش كرده موضوع خارجبها , با نزديك شدن انتخابات, يك بار ديگر سر زبانها افتاده و توجه مطبوعات را به خود جلب كند. اما متاسفانه تاثير منفي تبيليغاتي آن ماهها و شايد سالها در ذهن مردم عادي فرانسه خواهد ماند.
بدون شك اين پرونده هم مثل پرونده جريان قبلي به قول روزنامه فرانسوي فيگارو كاملا خالي خواهد بود.
اما در ميدان ظالم و قاتل ملت كورد يعني تركيه,خبر ديگري در مورد دستگيريها منتشر مي شود و آن اينكه در آخرين خبر روزنامه هاي زمان و تركيش ديلي نيوزبه نقل از سفير آمريكا گفته شده كه يورش پاريس با همكاري و هماهنگي رالستون مسئول امور حزب كارگران كوردستان در زارت خارجه آمريكا انجام شده است.
به هر حال اين يك روند و عزيمتگاه ناخوشايند براي همه پناهندگان ,بالاخص براي فعالان سياسي و دست اندركاران جنبشهاي آزاديبخش و مسلحانه مشروع است و اينكه هر لحظه احتمال سرايت اين نوع رفتار غير اصولي به احزاب و سازمانهاي كوردستاني و ايراني ديگر وجود دارد.
گذر زمان به ما آموزد كه دمكراسي حاكم بر جامعه غرب و ارزشهاي غربي تا آنجا ارزش دارند كه هويت و ديدگاه دول محل سكونت را دچار تناقض و دودستگي اجتمائي نكند,در غير اين صورت جايگاه پناهنده قرباني مظلوم با حاكمان ستمگر ظالم بسهولت تعويض مي شود.
دولت فرانسه و آلمان مگر در جريان اعمال تبهكارانه گروه ملي- مذهبي -فاشيستي گرگهاي خاكستري كه مستقيما توسط وزارت خارجه و اوقاف تركيه تغذيه سياسي- ناسيوناليستي و ايدئولوژيك مي شود,نيستند؟چرا به مراكز آنها كه قارچ گونه در گوشه و كنار اروپا مي رويند,حمله نمي كنند؟
عليرغم سركوب چندين و چند باره,اين جنبش با همه نوساناتش به منزلگاه اهدافش كه بازيافت حرمت انساني ملت كورد در تركيه است خواهد رسيد.
سخترين دوران موجوديت كارگران كوردستان ,دوران اسارت اوج آلان كه در يك توطئه بين المللي به قصد قطع كاكل اين جنبش سازماندهي و مهيا شده بود,بود.
مقاومت در برابر ناهنجاريهاي حقوقي بين المللي و دفاع از آزاديهاي مصرح در كنوانسيونهاي منعقده در ببن ممالك و دول مختلف ,شايسته احترام همگاني است و سو استفاده از آن در جهت حفظ و تامين مصالح حقير و كوتاه مدت اقتصادي و به تبع آن نقض مفاد آن پيمانهاي شناخته شده ,آكسيوني شنيع و خارج از عرف مهمان نوازي حقوق بشري و دمكراتيك سرزميني كه ژاندارك, دو گل و آبه پيير سمبلهاي آن بودند و پرنسيپهاي جوامع متمدن همچون فرانسه است.
پيوند فوريه2007 | | منبع:   |  9-02-2007 [22:52]   | فرستنده: ب. احمدی   |
|
|
|